پديده افت تحصيلي و راه هاي جلوگيري از آن  

پديده افت تحصيلي و راه هاي جلوگيري از آن

امروزه پس از سال ها بحث و جدل و نظريه پردازي درباره توسعه و شاخص هاي آن، صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي و آموزشي و فرهنگي، شاخصي به نام شاخص توسعه انساني را به عنوان معيار توسعه يافتگي مطرح کرده اند. توسعه انساني شامل 32 جدول و 200 شاخص مختلف است و مواردي نظير نرخ اميد به زندگي - نرخ با سوادي - دسترسي به آموزش و پرورش مناسب و متعالي - انگيزه افراد در فعاليت هاي مختلف از جمله تحصيل - فقر و فاصله طبقاتي و نظاير اين، جزو متغيرهايي هستند که در تبيين جايگاه توسعه انساني هر جامعه نقش مهمي دارند.
محور همه اين متغيرها به نظر اکثر کارشناسان سه شاخص اصلي است که عبارتند از; بهداشت و سلا مت - علم و دانش و ميزان تحصيلا ت و درآمد سرانه (وضعيت اقتصادي) که سه ضلع شاخص توسعه انساني را تشکيل مي دهند. بنابراين براي بالا  بردن کيفيت توسعه انساني در هر جامعه در حقيقت بايد بتوانيم هر يک از اين سه شاخص اصلي را به پيشرفت و بهبود بالا  برسانيم.
چنانچه ملا حظه مي شود آموزش و پرورش و به طور کلي ترويج و گسترش سواد در هر جامعه يکي از آن سه شاخص اصلي به حساب آمده است و طبيعي است که نحوه عملکرد آن در شکل گيري اين مثلث قدرت هر جامعه نقش اساسي را ايفا مي کند و عدم بهره وري آن نيز به همين صورت موجبات نقص و افت کمي و کيفي جامعه را فراهم مي آورد.
پديده اي که هم اکنون در جامعه و آموزش و پرورش کنوني ما به عنوان يکي از معضلات اساسي مطرح شده است همانا افت محسوس کيفي و کمي در اين شاخص اساسي است. به عبارت بهتر يکي از اساسي ترين و اصولي ترين شاخصه توسعه انساني در جامعه ما دچار بيماري افت کمي و کيفي شده است که ريشه يابي و پيدا کردن راه درمان براي از بين بردن اين بيماري چالش فکري اکثر کارشناسان و متوليان امور شده است.
به نظر مي رسد هر فردي که بخواهد در اين زمينه تحقيق و پژوهش کند ناگزير مي بايد اين مساله را مدنظر قرار دهد که يک پديده رايج در جامعه نمي تواند به تنهايي خود هم علت باشد و هم معلول. بلکه از آنجا که در مقدمه اين بحث هم عنوان شد، در توسعه يک جامعه عوامل متعددي نقش دارند و به اصطلا ح اين جريان يک سيستم و سازمان متشکل از اجزا و عواملي است که نقش و وظيفه معيني را برعهده دارند که در نهايت پويايي و عملکرد درست اين سيستم از اجزا و عناصر آن ناشي مي شود. طبيعي است نقص در هر يک از اين اجزا و عوامل جزيي موجب تاثير در روند عملکرد ساير موارد مي شود.
در بحث افت تحصيلي که زمينه تحقق و پژوهش اين مقاله را نيز تشکيل مي دهد هم اين قانون کلي حکمفرماست. يعني پرداختن به پديده افت تحصيلي در اجتماع ما بدون در نظر گرفتن عوامل و شاخص هاي مرتبط با آن کاري بيهوده و بي نتيجه است و بدون در نظر گرفتن ويژگي ها و عدم شناخت و احاطه به خصوصيات و ويژگي هاي جامعه موجود نمي توان کاري از پيش برد. ولي به طور کلي مي توان گفت که در بررسي  پديده هايي نظير اين مساله دو دسته عوامل نقش اصلي و اساسي دارند که در جريان تحقيق و پژوهش بايد اين دو عامل کاملا  موشکافي و آناليز گردد و هر کدام از موارد و جزئيات آن مشخصا مورد مطالعه و ارزيابي قرار گيرد.
اين دو دسته عوامل مربوط است به 1- متغيرهاي وابسته يعني آن دسته از متغيرهايي که هدف و زمينه مورد نظر ما هستند و تحقيق ما بر روي ارزيابي عملکرد آنهاست که همانا جامعه مورد آزمايش ما را تشکيل مي دهند و 2-  متغيرهاي مستقل يعني متغير و عواملي که تاثير و تاثر آنها در جامعه آزمايش خود را نشان مي دهد. اصطلا حا اگر بخواهيم اين دسته بندي را در قالب پژوهش علمي و اجتماعي بيان کنيم به دو صورت الف: عوامل شخصي (دروني) ب) عوامل اجتماعي (بيروني) مطرح مي شود.
الف) عوامل شخصي
گفتيم که کار ما تحقيق بر روي افت تحصيلي در بين دانش آموزان و دانش آموختگان نظام آموزشي جامعه خودمان است.
بنابراين جامعه دانش آموزان و دانش آموختگان و افرادي که در اين حيطه قرار دارند جامعه مورد تحقيق ما را تشکيل مي دهند. افت تحصيلي ممکن است به مسائل و خصوصيات  شخصي اين افراد بستگي داشته باشد.
يعني آن دسته از عوامل که از درون  هر شخصي که خاص و ويژه اوست و ويژگي هايي نظير ويژگي جسمي - شخصيتي - فرهنگي - فکري - ايدئولوژيک و... يک فرد را شامل مي شود و هر کدام از اين مسائل و نقص در کارکرد و عملکرد آنها مي تواند به عنوان يک منشا اصلي براي عدم انگيزه کافي و در نهايت افت  کيفي و کمي در تحصيل و کسب دانش يک فرد شود مسائلي از قبيل: 1- مسائل جسماني (نقص در ارگانيزم و اندام هاي دخيل در جريان يادگيري و آموزش)
2- مسائل رواني (شخصيت - تفکر - نگرش - بيماري هاي رواني و...)
3- ايدئولوژي (جهان بيني و نگرش هر فرد که برخاسته از مسائل مختلف و قضاوت هاي دروني وي است)
4- بيماري هاي جسماني (بينايي- شنوايي- اندام هاي حسي و حرکتي)
5- بهره گيري از عوامل ذاتي و ژنتيکي (هوش- استعداد- رغبت و...)
6- خانواده (پدر- مادر- خواهران و برادران- اطرافيان و...)
7- آداب و رسوم و فرهنگ شخصي (نوع فرهنگ- تربيت- نگرش فرهنگي- رسوم جاري و آداب رايج که تا چه حد مترقي و سازنده است يا اينکه خرافي و محدود است)
8- امکانات و زمينه  فعاليت (هزينه ها- تغذيه- پوشاک- مسکن و...)
9- انگيزه و علا قه (تنبيه- تشويق- تاثيرگذاري- تاثير پذيري)
10- تجربه و آگاهي (دايره آگاهي و تجربه- تفکر و...)
ب) عوامل اجتماعي (بيروني):
آن دسته از عوامل که در ذات و شخصيت افراد به واسطه تاثيرگذاري و اثرگذاري اين عمل بر روي آنها منعکس مي گردد و از جمله عوامل موثر بر بروز عوامل شخصي است و چون اين دو ارتباط تنگاتنگي با هم دارند اثر هر کدام از آنها در ديگري به صورت کاملا  مشهود و موثر وارد مي شود.
اين عوامل همان عوامل محيطي و عواملي است که هر فرد بنا به ماهيت زيستن در اجتماع و خاصيت اجتماعي بودن انسان تاثير و تاثراتي از آن مي پذيرد که شامل تمام اجزا و عناصر و عوامل پيرامون وي که در اصطلا ح محيط زندگي فرد گفته مي شود است. اين محيط عبارت است از: محيط جغرافيايي- محيط فرهنگي- محيط اقتصادي- محيط اجتماعي- محيط سياسي- محيط انساني- محيط طبيعي- محيط آموزشي و محيط هاي جانبي و مکمل ديگر که هر فرد با توجه به ميزان فعاليت و مشارکت خود و متناسب با وضعيت شخصي و اجتماعي در آنها حضور مي يابد. ناگفته پيداست که هر يک از محيط ها و عوامل مندرج در فوق در روند کيفيت بخشي يا تاثير بخشي بر فرد نقش مهم و اساسي را دارد و نقص کارکردي در هر مورد مي تواند زمينه ساز اختلا ل در روند فعاليت هاي هر فرد از جمله فعاليت در تغيير- اصلا ح و جهت دهي به رفتار شخصي و عوامل شخصي هر فرد امري اجتناب ناپذير است.
اين درست است که جامعه از افراد تشکيل مي شود ولي هر فرد و شخص نيز به تنهايي نمي تواند همه نيازهاي شخصي و فردي خود را تامين کند بلکه اجتماع اين امکان را برايش فراهم مي سازد. در اين تعامل دوسويه هر يک بر ديگري تاثير  مي گذارد و به اصطلا ح مکمل يکديگر هستند و اين تعامل در صورت کمال مي تواند هر دو مورد را به درجه ايده آل و مطلوب رهنمون  سازد و پيداست که نقص در هر کدام افت کمي و کيفي در يکديگر را به ارمغان ميآورد.
اکنون براي جلوگيري از مطول شدن بحث اختصاصا سمت و سوي بحث را جزيي تر کرده و مي پردازيم به افت تحصيلي و علمي دانشآموزان و با متمرکز شدن بر روي اين مقوله آن را از دريچه آموزشي و نهاد آموزش و پرورش مورد مداقه و توجه قرار مي دهيم.
انسان در تمام دوران زندگي خويش در حال يادگيري است و اين آموختن گاه به خانواده و اجتماع و زماني به برخي از نهادها و سازمان ها از جمله مدرسه سپرده مي شود. در بسياري از کشورها اين اعتقاد اساسي وجود دارد که آن چه در جامعه مي گذرد اعم از رفتار مردم، تعاملا ت آنها با يکديگر و... ناشي از کيفيت آموزش و پرورش در همان جامعه است. مدرسه نخستين جامعه اي است که کودک بعد از خانواده در آن گام مي نهد و اگر درست عمل کند عامل مهمي در پرورش مهارت هاي گوناگون در او مي گردد. بسياري از برداشت هاي ذهني- پيش فرض ها- باورها و بازخوردهاي افراد به زندگي و تحصيل در کلا س درس مورد آزمون- سنجش و تجربه قرار مي گيرد.
دانشآموز حدود دوازده سال از عمر خويش را صرف يادگيري مطالبي مي کند که در مدرسه ها تدريس مي شود اما اگر چنان چه در اين دوازده سال همه آن چيزي که آموخته از کيفيت قابل قبولي برخوردار نيست يا در روند آموزشي ناقص و بي محتوا آن را ميآموزد و باز انگار در اول خط مانده است و باز اين موارد ميزان افت و ريزش تحصيلي را مشاهده مي کنيم بايد علت يابي و ريشه يابي شود که مشکل کجاست.
به نظر نگارنده اين مقاله، در هر آموزش و پرورش به نظر مي رسد که اين هدف از اهداف عمده و مهم سياستگذاران آموزشي و فرهنگي است.
1- يادگيري عميق مباحث مندرج در برنامه هاي درسي.
2- تقويت روحيه مطالعه و تحقيق در دانشآموزان.
3- ايجاد مهارت هاي لا زم براي اشتغال در جامعه.
4- شناخت استعدادهاي دانشآموزان و هدايت آنان.
5- فراگيري مهارت هاي لا زم براي زندگي براي آماده کردن آنان براي يک زندگي سالم در اجتماعي مناسب.
اما آن چه در نظام تعليم و تربيت رسمي ما مي گذرد تناسب زيادي با اين اهداف ندارد چرا که برنامه هاي درسي که معمولا  با حجم بالا ي عناوين و مطالب  درسي همراه هستند و نوعا روش هاي تدريس غيرفعال را مي طلبند نتيجه اي جز محفوظات پروري به جاي پرورش خلا قيت و ابتکار و شناخت استعدادها نداشته و نوجوانان و دانش اندوختگان ما را با نوعي کم نشاطي و افت تحصيلي مواجه ساخته است.
مدرسه هاي امروز در حال فروپاشي- غم زده- ايستا و ميرنده اند. بچه ها احساس مي کنند که اغلب آن چه در مدرسه به آنها عرضه مي شود با نيازهاي سني در زندگي واقعي آنان بي ارتباط است. واقعيت نيز همين است.
تنها مورد مصرف تحصيل را اخذ مدرک براي از ميان برداشتن شرط لازم و کافي براي اشتغال و زندگي در آينده مي دانند. فرآيند ياددهي و يادگيري برانگيزاننده و شوق آور نيست و مطالب درسي هم به زندگي روزمره و اکنون آنها مرتبط نيست.
در نتيجه دانش آموزان در اين مدارس از محرک هاي بالنده و شوق هاي سازنده محروم شده اند. اميد به زندگي موفقيت و کنجکاوي و شادابي تحصيلي جاي خود را به شکست و ياس و بي تفاوتي و پرخاشگري داده است. در اين نظام آموزشي حال حاضر، نگرش ها و روش هاي حاکم فاقد يک نگاه و ديد همه جانبه و در همه ابعاد و با يک مطالعه وسيع و دقيق براساس عوامل و شرايط موجود است و تحقق دهنده استعداد و نيازهاي فطري و مقتضيات آينده دانش آموزان نيست.
بدون شک همه ما در اين مورد با اين چالش و مشکل مواجه هستيم و امروزه اين آفت يکي از مهمترين موضوعات فکري جامعه ماست. چرا که همه مي دانيم که آموزش و پرورش از نهادهاي اصلي و زيربنايي هر جامعه است که اصلاح آن از اساس، تمامي ارگان ها و عناصر ديگر اجتماعي را نيز مي تواند اصلاح کند و بيمه نمايد و تربيت افراد فرهيخته و سالم در اين نهاد انسان هاي سالم و کارآمد را در اختيار اجتماع کلي ما قرار مي دهد که همه از منافع آن بهره مند خواهند شد و در صورت افت و نقص در اين حيطه تمامي حيطه هاي اجتماعي ما نيز دچار کاستي و افت خواهند شد که در حال حاضر نمونه عيني و مصداق بارز آن را در جامعه خود شاهد و ناظريم بنابراين اين مساله يک جهاد ملي و عزم همگاني را مي طلبد. هر کس خود را بايد متعهد و مسوول بداند و هر چند قدم جزيي و ابتدايي ولي بايد اين گام را به اندازه دانش، مهارت و امکانات خود بردارد.
چه بايد کرد؟
با توجه به اينکه عده قابل توجهي از دانش آموزان از افت شديد تحصيلي در آموزش و پرورش ما رنج مي برند لذا جهت از ميان بردن اين معضل اساسي اولين راه همانا مطالعه و تحقيق در عوامل به وجود آورنده آن که در سطور قبل به آن اشاره کرديم و اصلاح آنان است. هر چند معتقديم که اگر اصلي ترين زمينه يعني مدرسه و آموزش و پرورش درست شود مسايل بعدي نيز به تناسب اصلاح خواهد شد.
از اين رو يکي از اصلي ترين راه حل ها پرداختن به بحث تربيت دانش آموز که در مدرسه انجام مي پذيرد و بحث آموزش و پرورش است. ما نيز به خاطر اينکه مجال بررسي تک تک عوامل را در اين مقاله کوتاه نداريم فقط به يکي از مهمترين آنها يعني مدرسه و جريان آموزش مي پردازيم و راه حل هايي که در اين زمينه مي تواند تا حدودي از روند افت تحصيلي دانش آموزان جلوگيري مي کند را مورد مطالعه قرار مي دهيم.
واقعيت مساله اين است که مدارس فعلي نتوانسته  است بسياري از اهداف آموزش و پرورش را جامه عمل بپوشاند که اين مشکل ريشه هاي متعدد و متفاوتي دارد و بايد کارهاي مهم و موثر براي رفع اين مشکل انديشيده شود. شايد به خاطر همين مساله است که امروزه در سطح بين المللي با اصطلاحي به نام «مدرسه پيشرو» مواجه هستيم.
يعني اينکه مفهوم آموزش و پرورش امروزه معادل با مفهوم يادگيري است و مفهوم يادگيري از انتقال دانش  وسيع تر شده است که داراي چهار مفهوم اصلي است.
1- يادگيري براي دانستن  
2- يادگيري براي عمل کردن
3- يادگيري براي زندگي کردن  
4- يادگيري براي با هم زندگي کردن.
ويژگي يک مدرسه پيشرو توجه به تمام ابعاد وجودي و شخصيتي دانش آموز در مدرسه آموزش مهارت هاي زندگي لازم به دانش آموزان است. آموزش و پرورش مدرن به اين مساله مهم پي برده و معتقد است که يادگيري بايد از همان کودکي همه ابعاد زندگي را پوشش دهد و به همين دليل است که در کشورهاي مدرن به موازات آموزش علوم و فنون به جنبه هاي ديگري چون توسعه خود - رشد هيجاني و عاطفي - تمرکز حواس - تفکر - کنترل خود - مهرورزي - نوع دوستي محبت به ديگران - مديريت در رفتار و اخلاق - اميدواري به زندگي در متن برنامه ريزي هاي آموزشي و تربيتي وارد شده است. مشاهده مي کنيد که تمام موارد مبحث توسعه را نشانه گرفته برخلاف آموزش و پرورش ما که فقط رشد کمي را دنبال مي کند و با سياست هايي ويژه هم اين مساله را دنبال مي کند (افزايش تبصره هاي پايه هاي مختلف صرفا جهت قبولي دانش آموز و طي پايه هاي درسي - مدرک گرايي - پرداختن به مسايل جانبي به جاي مسايل زيربنايي و پرورشي و...) برخلاف ديدگاه آموزش و پرورش ما که هدف آن توانايي دانش آموز را در خواندن - حساب کردن و نوشتن مدرک توسعه و غايت هدف خود قرار داده امروزه در آموزش و پرورش جديد افزون بر اين مهارت ها، نيازهاي جديدي در قالب کسب مهارت هاي زيستن - حل مساله در موقعيت هاي جديد زندگي و نيز چگونگي رويارويي با چالش هاي هزاره سوم مطرح است.
اين مباحث توانايي مقابله با مشکلات را در دانش آموزان افزايش داده آنان را براي زندگي در آينده آماده مي کند. هرگاه دانش آموز در مدرسه طرز برخورد با مشکلا ت - ضربه ها و ناملايمات زندگي را آموخته باشد و نحوه مقابله و رويارويي با ترديدها - ناکامي ها - غم ها و غصه ها و ترس ها و خصومت ها و پايداري و حفظ عقيده و نظر خود را ياد گرفته باشد به آساني دست از تلاش نمي کشد و اميدوارانه به فعاليت ادامه مي دهد. در جريان تحقق اين اهداف ناگفته پيداست که داشتن منابع اعم از منابع مالي کافي و منابع انساني ماهر به ما کمک مي کند تا به بهترين شکل ممکن از عهده حل اين مشکل برآييم.
بايستي انقلابي در طرز تفکر حاکم و رايج در امر آموزش و پرورش شکل گيرد و تمامي زمينه هاي درگير با اين مساله از نيروي انساني گرفته تا مسايل مادي و ابزاري بايد از نو بازنگري گردد و مطابق شرايط روز با آنها برخورد شود.
نمي توان يک هدف مترقي و امروزه را تصور کرد ولي امکانات و شرايط سنتي را زمينه و اساس کار قرار دهيم لازم است تا در تفکرات و بينش ها و نگرش هاي خود يک تجديد نظر اساسي کنيم و مطابق شرايط و اوضاع دنياي کنوني و نيازهاي جامعه خود متعهدانه و دلسوزانه عمل کنيم و اين ميسر نيست مگر اينکه شرايط لازم فراهم شود و اين مساله يک انقلاب اصلاحي را در تمامي زمينه ها مي طلبد که موانع و مشکلات را مطابق با استانداردهاي يک جامعه مدرن تنظيم کرد تا اثرات آن را در کل جامعه و بالاخص جامعه دانش آموزي و دانش اندوخته گان نيز مشاهده کنيم.
عليرضا نظامي :رشناس ارشد مشاوره

منبع:سایت مردم سالاری


یادگیری الکترونیک با استفاده از فناوری اطلاعات

 یادگیری الکترونیک با استفاده از فناوری اطلاعات

 
در سال هاي گذشته با رشد و توسعه نقش فناوری اطلاعات (IT) در کشور ما و با توجهی که به آماده کردن بسترهای لازم برای توسعه آن شده است، این
یادگیری الکترونیک با استفاده از فناوری اطلاعات.
 
اینکه این موضوع چه مقدار تأثیرگذار بوده، قابل اندازه‌گیری نیست. ولی می‌توان به جرأت گفت که از معدود پدیده‌هایی است که در عمر کوتاه خود توانسته تأثیر گسترده‌ای بگذارد و توجه بسیاری را به‌خود معطوف کند.
کشور ما نیز به‌دلیل تعاملی که با محیط پیرامون خود دارد، از تحولات جهانی بی‌نصیب نیست و با توجه به رویکرد جهانی در مباحثی مثل آموزش برای همه، آموزش مادام‌العمر، آموزش برای زندگی بهتر، می‌بایست از روش‌های خاصی برای تحت پوشش درآوردن هر چه بیشتر جمعیت لازم التعلیم و یا افزایش کیفیت آموزش و پرورش و یا حتی کاهش هزینه‌های آموزش استفاده کند.
در حال حاضر رویکردی به سوی استفاده از فناوری در آموزش (تدریس دبیران) به‌وجود آمده که آهسته و انبوه کار خود را به پیش می‌برد. نمود این رویکرد برگزاری جشنواره‌های تولید محتوای الکترونیکی در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و همچنین جشنواره‌های روش تدریس با استفاده از IT است که در دوره متوسطه و در دروسی مثل شیمی و جغرافی توسط وزارت آموزش و پرورش در حال اجراست. از جمله اهداف مشترک اجرای این جشنواره‌ها عبارتند از: ترغیب، تشویق و ایجاد باور در بین معلمان در امر استفاده از نرم افزارها و تولید محتوای الکترونیکی، توسعه و گسترش فرهنگ تولید محتوای الکترونیکی و استفاده از IT در فرایند یاددهی و یادگیری. این موضوع می‌تواند علایمی باشد برای اینکه نقطه اوج تلفیق IT در آموزش و به‌‌کارگیری خردمندانه آن توسط معلمان و دبیران است. پس معلمان در به‌کارگیری فناوری اطلاعات نقش محوری دارند.
در مورد به کارگیری IT در آموزش و پرورش بحث‌های زیادی شده و عموماً از IT به‌عنوان یک ابزار تکنیکی برای بالابردن سطح آموزش سخن رفته است. این امر نکته روشن و قابل توجهی را پیش روی ما قرار می‌دهد که نیاز مبرم به پیشرفت و حرفه‌ای شدن معلمان در زمینه IT دارد.
برای ایجاد یادگیری‌های مؤثر، جایی که فناوری در اختیار اهداف یادگیری در مدرسه است، تنها معلمان هستند که در مواقعی حساس مبتنی بر پایه احتیاجات و شیوه‌های یادگیری دانش‌آموزان، تکنیک‌های IT را در برنامه‌ریزی تحصیلی به کار می‌برند.
این معلم است که برای آموزش و تدریس می‌بایست از نمودهای فناوری استفاده کند، بنابراین باید روش‌های تدریس با رویکردهای جدید را تجربه کرد، آنها را مستند کرد و نشر داد.
شواهد نشان می‌دهد وقتی که معلمان دانش خود را در زمینه موضوع درس و شیوه یادگیری دانش‌آموز به کار می‌بندند، به‌کارگیری فناوری اطلاعات بیشترین اثر مستقیم را بر پیشرفت شاگردان دارد. هنگامی که دانش‌آموزان در فهم و درک خود در به‌کارگیری نرم افزاری خاص در کار فردی یا گروهی یا کلاسی به کنجکاوی (تردید) کشیده می‌شوند، شاهد این پیشرفت خواهیم بود. در مورد اثرات به‌کارگیری فناوری اطلاعات در کار دانش‌آموزان و ارایه کار آنها، پژوهش‌های کمی صورت گرفته است.
دامنه کاربردهای آموزشی IT بسیار وسیع است. در یک طرف آن فعالیت‌های بسیار محدود است که عمدتاً بر پایه روش‌های سنتی قرار دارد و در طرف دیگر آن، تغییرات اساسی در رویکردهای تدریس قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال، بعضی از معلمان از وایت برد تعاملی (interactive whiteboard) در نمایش دادن محتوا و نظریات در مباحث کلاسی به روش سنتی استفاده می‌کنند، در حالی که معلمان دیگر اجازه می‌دهند دانش‌آموزان برای نشان دادن نمایشنامه‌هایی که خودشان طراحی و فیلمبرداری کرده‌اند، در کلاس از این وسیله استفاده کنند.
مطالعات نشان می‌دهد مؤثرترین کاربرد (IT) آن است که معلم و برنامه‌های نرم افزاری، فهم و فکر دانش‌آموز را به چالش می‌کشاند و این کار از طریق شرکت تمامی دانش‌آموزان در بحث کلاسی با استفاده از وایت‌برد تعاملی و یا کار دانش‌آموزان با رایانه به‌صورت فردی و گروه‌های دونفره صورت می‌گیرد. اگر معلم مهارت سازماندهی دانش‌آموزان را بر مبنای فعالیت‌هایی مبتنی بر فناوری اطلاعات داشته باشد، آنگاه کارایی کلاسی و فردی دانش‌آموزان می‌تواند به موازات هم مؤثر باشد.
به کارگیری فناوری اطلاعات (IT) توسط دانش‌آموزان به‌صورت دونفره، گروهی یا کلاسی، (مثلاً استفاده از وایت‌برد تعاملی) معلمان را قادر می‌سازد تا از طریق گوش دادن به توضیحات دانش‌آموزان، بازخوردهای فراوانی را به دست آورند. از این نکته، معلمان می‌توانند دید عمیق‌تری را از پیشرفت دانش‌آموزان و شناخت آنها به دست آورند. مشارکت دانش‌آموزان به‌صورت دونفره یا تیمی در استفاده از منابع فناوری اطلاعات، در موضوعات به‌خصوصی باعث می‌شود آنان بتوانند فهم یکدیگر را از یادگیری به چالش بکشند و از طریق مشارکت، مطالب بیشتری را فراگیرند.
مدارک جامعی مبنی بر تأثیر یا کمک کردن فناوری اطلاعات (IT) روی پیشرفت دانش‌آموزان وجود دارد. این مدارک نشان می‌دهد که این ویژگی و مزایا، به روشی که معلم برای انتخاب کردن سازماندهی استفاده از منابع فناوری اطلاعات اتخاذ می‌کند، بستگی دارد و این فعالیت‌ها با کارهای کلاسی و فعالیت‌های خارج کلاس تلفیق می‌شود. در حال حاضر، انواع منابع فناوری اطلاعاتی موجود و در دسترس نشان می‌دهد که به‌کارگیری فناوری اطلاعات همیشه روی اهداف ویژه‌ای از برنامه درسی متمرکز است.
مطالعات انجام شده ثابت کرده است ورود فناوری اطلاعات در آموزش نه یک جریان سخت‌افزاری بلکه روندی نرم‌افزاری است. به‌طور کلی ورود سخت افزار بدون تدارک تمهیدات لازم که مهم‌ترین آنها بستر‌سازی‌ فرهنگی است، قطعا به ناکامی منجر خواهد شد. توسعه فناوری اطلاعات در زمینه‌های مختلف و به‌خصوص در قسمت آموزش از جمله مسایلی است که تمامی کارشناسان به آن روی آورده‌اند. اما در عین حال صاحب‌نظران اعتقاد دارند که در حیطه آموزش اگر معلمان با فناوری اطلاعات احساس مشارکت نکنند، مطمینا توسعه فناوری اطلاعات در این زمینه دچار مشکل خواهد شد.

نقش حیاتی فناوری الکترونیکی در آموزش و پرورش

یادگیری الکترونیکی زاییده چرخه تحولات سریع و رو به گسترش فناوری‌های نو به مفهوم واقعی آن است. تاکنون تعاریف متفاوتی از یادگیری الکترونیکی ارایه شده است. یادگیری الکترونیکی به وسیله اینترنت صورت می‌گیرد، با جدیدترین اطلاعات همراه است و مجموعه‌ای از روش‌های آموزشی را در برمی‌گیرد (آموزش‌های مجازی، همکاری دیجیتال، شبیه‌سازی‌). فراگیر محور است و به ویژگی فردی او توجه دارد. نهایتاً قابلیت انجام دادن فرایندهای اداری و مدیریتی از قبیل: ثبت‌نام، پرداخت شهریه، نظارت بر روند اجرای فعالیت‌های یادگیرنده، تدریس و اجرای ارزشیابی از راه دور را فراهم می‌کند.
به‌طور کلی، یادگیری الکترونیکی به آن نوع یادگیری گفته می‌شود که در محیط شبکه به وقوع می‌پیوندد و در آن مجموعه‌ای از فناوری چند‌رسانه‌ای، فرارسانه‌ای و ارتباطات از راه دور به خدمت گرفته می‌شود و نوعی یادگیری است که در محیط اینترنت صورت می‌گیرد و با بهره‌گیری از فناوری شبکه تسهیل می‌شود.
این نوع یادگیری که به استفاده از فناوری آموزشی اشاره دارد تأکید می‌کند که در فضای مسقف کلاس درس، معلمان از رسانه‌های سنگین آموزشی اعم از رایانه‌های عمومی، شخصی، سی دی‌ها، دیسکت‌ها، سایت‌های اینترنت، ای‌میل و حتی نانو فناوری در فرایند یاددهی استفاده کنند تا یادگیری را تسهیل کرده و موجبات ارتقای سطح علمی فراگیران را فراهم آورند. این روش یادگیری برای شاگردان از آن جهت کارآمد و اثربخش است که بازدهی تحصیلی و فعالیت آموزشی آنان و عملکرد و تدریس و رفتار کلاسی معلمان را بهبود می‌بخشد.
برای اینکه بتوان به فراگیران کمک کرد تا به سطوح عالی حیطه شناختی علوم برسند، لازم است علاوه بر آشنایی با دیگر شیوه‌های نوین تدریس، زمینه استفاده از رسانه‌های سنگین آموزشی و شبکه‌های نرم‌افزاری درون کلاسی و برون کلاسی، اقدامات زیر صورت گیرد:
۱- برگزاری کلاس‌های آموزش ضمن خدمت برای معلمان، گردهمایی علمی- آموزشی، همایش‌های تخصصی، برگزاری جشنواره‌های الگوی تدریس برتر و جلسات ادواری تخصصی حوزه‌ای و رشته‌ای، تا آنان با روش‌های فناوری اطلاعات (فناوری اطلاعات) و آموزش و پرورش تطبیقی کشورهای پیشرفته آشنا شوند و ترس آنها برای استفاده از رایانه در کلاس درس کاهش یابد و پاسخگوی ضرورت‌های قرن بیست و یکم در عرصه آموزش و پرورش شوند.
۲- تشکیل کلاس‌های زبان انگلیسی و رایانه برای معلمان تا بتوانند با رایانه کار کنند و از متون علمی- تربیتی مؤلفان خارجی بهره‌مند شوند و از آخرین دستاوردهای آموزشی و پرورشی و پژوهشی مطلع شوند.
۳- تشکیل کلاس‌های زبان انگلیسی و رایانه برای دانش‌آموزان از دوره ابتدایی با استفاده از بازی‌های رایانه‌ای.
۴- تقویت فناوری نوین آموزشی در مدارس و اعطای کارت‌های رایگان اینترنت و ای‌میل به معلمان و شاگردان تا هم نوشته‌های خود را روی وب‌سایت بنویسند و هم مدارس سنتی به مدارس هوشمند تبدیل شوند.
۵- جایگزین کردن سی‌دی‌های آموزشی به جای کتاب‌های درسی و دیکشنری در نظام آموزشی.
۶- برگزاری مسابقات بین معلمان و همچنین بین دانش‌آموزان در زمینه زبان انگلیسی و رایانه.
۷- اجباری کردن درس مبانی کامپیوتر و انفورماتیک در دوره‌های تحصیلی راهنمایی و متوسطه به فراخور ظرفیت روانی و فکری دانش‌آموزان.

 

دانش آموزخلاق رابشناسید

دانش آموزخلاق رابشناسید

فصل اول:

  هرچندبسیاری ازویژگیهای کلی افرادخلاق که درقسمت قبل معرفی گردیدکمابیش شامل دانش آموزان خلاق نیزمیگردد،اماازآنجاکه تاکیداصلی این کتاب ،پرورش خلاقیت دانش آموزان خلاق که معمولا درمحیط مدرسه وکلاس درس مشاهده میشود،دربخشی مجزابرشمرده شود.درهمین موردسه دلیل دیگر نیزوجودداردکه این ضرورت راتاکیدکند:

1: محیط مدرسه وکلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجادمیکندکه ممکن است دانش آموزان هارا درمحیط منزل یامحیط های دیگرنمایان سازدویابه گونه ای متفاوت نشان دهد.

2: بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است

3: آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان میدهدتاآن هارابهتربشناسدوبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییرواصلاح مواردلازم بپردازد.

به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:

 1:  ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.

 2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.

 3:  به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.

  4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد

 می کند.

5 :  معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

 6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.

 7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

 8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.

 9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .

 10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر

فردی غیر عادی جلوه می کند.

11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.

13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.

14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .

15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد. 

17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.

18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.

19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.

دانش آموز خلاق:قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شایدبتوانم با نیمه ی پوست آن د وتا لاک پشت درست کنم.

فصل دوم

  •   موانع خلاقیت 
  •   موانع خلاقیت در محیط مدرسه
  •   موانع خلاقیت در محیط خانواده

موانع خلاقیت در محیط مدرسه

1.       تأکید زیاد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

2.       روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

3.       عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

4.       فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

5.       اهداف و محتوای کتاب های درسی

6.       عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

7.       عدم پذیرش ایده های جدید

8.       ارایه ی تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان .

9.       استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه  

دانش آموز خلاق :به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه ی بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم

آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم

موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.       تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک

2.       ایجاد رقابت میان کودکان

3.       تأکید افراطی بر جنسیت کودک

4.       قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر

5.       عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6.       انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7.       بیهوده شمردن تخیلات کودک

8.       عدم شناسایی علائق درونی کودک

9.       عدم وجود حس شوخ  طبعی در محیط منزل

10.تحمیل نقش بزرگ سال به کودک.

به تخیل کودکان خود پروبال بدهید ؛ آن وقت از پروازبلند آن ها شگفت زده خواهید شد

فصل سوم

*اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

*ویژگی های معلم  پرورش دهنده ی خلاقیت

  • اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

  عوامل ، اصول و روش های زیادی وجود دارد که می تواند مستقیماً کیفیت آموزش های معلم را بهبود بخشیده و بازدهی فعالیت های یاددهی _ یادگیری را در زمینه ی خلاقیت افزایش دهد. در این قسمت مهم ترین اصول و روش هایی که در این مورد وجود دارد و می تواند در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده داشته باشد ، بیان می گردد:

1: دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها ، فعالیت ها و دستاوردهای خلاق آن ها مورد تشویق قرار دهید.

2: به دانش آموزان خود بیاموزید که نسبت به ایده ها و افکار خود حساس باشند و آن ها را یادداشت کنند.

3: به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.

4: در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن ، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.

5: در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری _ شنیداری استفاده کنید.

6: برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.

7: در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.

8: به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.

9: با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سوالاتشان ترغیب نمایید.

10: آن ها را عادت دهید که برای حل مسایل ، همواره راه های متعددی را جست و جو کنند.

11: تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.

12: تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدود کننده در کلاس خودداری کنید.

13: دانش آوزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید .

14: آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.

15: اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.

16: آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.

17: دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها حل های جدید بخواهید.

معلم دوست دار خلاقیت:هیچ چیز برایم جذاب تر از گوش دادن به ایده های عجیب و غریب دانش آموزانم نیست ؛ به ویژه هنگامی که با هیجان و آب و تاب در مورد آن صحبت می کنند

  • ویژگی های معلم پرورش دهنده ی خلاقیت

   مربی یا معلمی که می خواهد یک کلاس ویژه ی پرورش خلاقیت را اداره کند و یا این که علاقه مند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلافیت دانش آموزان را هم مد نظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژه ای که با ماهیت و فرایند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ، مطمئناً در کار خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد . البته یک چنین معلمی حتماً لازم نیست که خودش فردی بسیار خلاق باشد، اما اگر چنان چه شخصاً از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملاً از آن ها استفاده کند .

برخی از ویژگی های معلم علاقه مند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیش تر کلاس و تدریس او می انجامد :

1: فردی انتقاد پذیر باشد .

2: تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد .

3: از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.

4: به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.

5: از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.

6: پذیرایی ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد .

7: دوست دار هنر وزیبایی شناسی باشد.

8: تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.

9: در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد.

10: برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد.

11: خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.

12: در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیندیشد و کودکانه عمل کند.

13: به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند!

معلم دوست دار خلاقیت:احساس می کنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه کردن را بدهم ، بزرگ ترین چیزها را به آن آموخته ام

منبع :کتاب ((  کلاس  خلاقیت)  -منبع  -  سلیمانی ،افشین  « کلاس  خلاقیت » انتشارات  انجمن  اولیاء و مربیان . :تابستان 1381-سایت زیباوب